تبلیغات
گمگشته ی وصال - نجوای گنه آلود

نجوای گنه آلود

نویسنده :محمدمهدی
تاریخ:پنجشنبه 19 مهر 1386-10:10 ق.ظ

خداوندا ؛ سپاس بیکران ِ بنده ی گنه آلود را پذیرا باش . زآ نکه تنها قدرت آشکار در برابرش هستی .

بار پروردگارا ؛ اینک نشسته ام در پس سجاده ای تا فرو آورم سر را به پیشگاه ِ بی پایانت که بگویم بد کرده ام ای خدا .

بد کرده ام به خود و به نفس خود ؛ به ایام ِ سراسر غفلت ، درغلتیده ام .

خدایا ؛ دستان ِ سرد و زمینی و کوتاه خویش را به سوی بیکران ِ تو آورده ام تا با دستان مهربان خود گرمای حقیقی بهشت و جهنمت را بر آنها بچشانی .

هنوز سطر سطر افکارم آغشته به زنجیر خون آلود زمین است . می دانم .

ای خدای من ؛ آهسته و بی عجله نام پاک و مقدس تو را بر زبان می آورم ، باشد که با این غسل گناهان زبانم را ببخشایی .

پروردگار من ؛ با آرامشی سرشار به طنین گفته های تو گوش می دهم ، باشد که کردار بد این عضو شنوا را محو کنی .

بزرگم ؛ چشمانم را در این روزگار بر نوشته هایت که براستی از سوی نیک بنده ات آمده ، می اندازم تا به آب دیده معصیت هایش را به فنا بخشی .

خدایا ؛ دستان ، پاها و تمام بدنم را به جلال و جبروتت هدیه خواهم داد . مبادا در فردا روزی ، بر علیه من بشورند  و در مقابل من از کردارشان گویند که وای بر من در چنین روزی . تو خود می دانی که چه روزیست آن روز برای کسی چون من .

یا ارحم الراحمین ؛ رحمی بر این شوریده ی بی سر و پا بنما تا به نفیر فرستاده ی مرگت سلامی از روی سلامتی دهد نه از روی حسرت .

می خواهم به بلند ترین اسمت قسمت دهم که تا ازمن نگذشته ای مرا راهی ابدیتم مگردانی .

به تحقیق فقط تومیدانی که من کیستم ، ای نگهدارنده ی اسرار .

بزرگا ؛ به زیبا فرشته ات فرمان مده  ، روزی که من در خویشم و با تو نه ، مرا با خود به پیشگاهت آورد .

قــَسمـَـت می دهم  به نام بزرگترین ِ بندگانت مرا پاک و بی گناه احضار فرما ، همانطور که مرا به این دنیا فرستادی .

همچون روز اول .

به حقیقت که روزی مرگ من فرا خواهد رسید .

" با الهام از صحیفه ی سجادیه "



نوع مطلب : شکسته 





Admin Logo
themebox Logo