تبلیغات
گمگشته ی وصال - من این همه نیستم !!!

من این همه نیستم !!!

نویسنده :محسن
تاریخ:سه شنبه 15 آبان 1386-10:11 ق.ظ

سلام ؛

بعد از چندین و چند وقت رفتم به داداش صادق خوبم و همسر گرامی شون ، خانم حسینی پور ، سر بزنم . دیدم یه بازی راه انداختن كه كلی جالبه .

داداشم ایشون هستن :  http://www.blognevesht.com/1386/08/05/khodforoshi

و خانم بی نهایت محترمشون هم :  http://sad-eye-never-lie.com/?cat=19

گفتم : منم بازی ؟

با مهربونی گفتن : بله .

پس شروع كنیم دیگه . . .

من كی هستم : من هیچ كس نیستم جز اینی كه هستم . محسن . از نوع پاك نیتش . متولد تهرانم . بیمارستان مفرح تهران . توی یاغچی آباد . صفای جنوب شهر رو بوسیدم و اومدم یه جایی وسط غرب تهران . پشیمونم نیستم هیچ وقت . ادعام می شه كه با كمك و مشیت خدا ، به هرچیزی كه خواسته ام و اراده كرده ام رسیده ام.

روز و ماه و فصلی كه دوست دارم : روز 14 مهر رو دوست دارم . تولد مامانمه كه دوستش دارم . می میرم برای فروردین . خودم آخه فروردینی ام . فصل بهار رو هم دوست دارم . چون ... باور كنید نمی دونم چرا . فقط یه حسه كه نسبت به این فصل دارم . احساس هم كه قابل بیان نیستش خب .

رنگ مورد علاقه ی من : معلومه . قرمز . از نوع آتیشیش كه آدمو می سوزونه . از اون نوعی كه وقتی میبینیش دنیا زیر پاهات می لرزه ... پر از شیطنت و شادابی و قدرت و تاثیر گذاری ...

غذای مورد علاقه : نخندید ها . چون همه می گن اینا كه غذا نیست . اما من سوپ و آش و هلیم و عدسی و آبگوشت و شله زرد و هرچی غذای راحت الحلقوم دیگه ای كه هست و نیاز به جویدن و انرژی صرف كردن نداره !!! دوست دارم .

موسیقی ای كه گوش می دم : بهتر بود می گفتن چی گوش نمی دی . اون موقع راحت تر بودم . چون هر چیزی رو كه خوشم بیاد ، از هركی كه باشه گوش می دم . فقط مهم اینه كه من بپسندم ... آهنگ های لایت و بدون كلام رو اما ترجیح می دم ...

بدترین ضد حالی كه تو زندگی خوردم : با دوستم كلی فكر كرده بودیم و ایده ریخته بودیم كه یه وبلاگ با یه اسم خوفناك توی میهن بلاگ بسازیم . 1 ماه بود روش فكر می كردیم ... دقیقا همون شبی كه اومدم بسازمش ، میهن بلاگ ساخت وبلاگ جدید رو ممنوع كرده بود !!!

بزرگترین قول زندگی : به یه نفر كه اون سر ایرانه قول داده بودم كه هیچ وقت تنهاش نذارم . دیشب زدم زیرش !!! واسه همینه حالم گرفته است . البته اولین باری بود تو عمرم كه بدقولی می كردم . و دیگه هم تكرار نخواهد شد .

 حالا به خودم یه قول داده ام . اینكه هیچ وقت زیر قولم نزنم . این بزرگترین قول زندگی منه از الآن به بعد .

ناشیانه ترین كار تو زندگیم : عاشق شدم ، البته از نوع كور و بی فكرش ( اینترنتی و چتی ) !!!

بهترین خاطره ی زندگیم : تولد داداش كوچولوم ( 13 بهمن 1374 )

بدترین خاطره ی زندگیم : خداحافظی با اونی كه خودش می دونه ( 14 آبان 1386 )

شخصی كه دوست داشته باشم ملاقاتش كنم : الآن ( تو این لحظه ) به جز مولای غایب ، دوست ندارم هیچ كسی رو ملاقات كنم . اما اگه كلی بخواین ، دوست دارم چند تا آدم معلول جسمی ای رو كه تو زندگیشون موفق هستن ملاقات كنم تا خودم دست از ناشكری بردارم ...

برای چه كسی دعا می كنم : برای همه ی مسلمونا . تو دعاهام اینو می گم همیشه : خدایا . اونایی كه ازم خواستن دعاشون كنم ، چه اونایی كه الآن اسمشون در خاطرمه و چه اونایی كه نه ، به آرزوهاشون برسون . منم براشون سلامتی و عاقبت به خیری می خوام ازت . امام زمان رو همیشه دعا می كنم ...

محسن ده سال دیگه : فكر كنم آروم تر از این لحظه ام باشم . شك ندارم كه به لطف خدا آدم موفق و شادی خواهم بود ، اگه باشم اون روز ... 

من این همه نیستم !!!



نوع مطلب : دانای کل 





Admin Logo
themebox Logo