تبلیغات
گمگشته ی وصال - مطالب اسفند 1386

فسوس دل

نویسنده :محمدمهدی
تاریخ:جمعه 3 اسفند 1386-11:02 ق.ظ

فراموشم مکن یا رب اگر چه پر ز نسیانم

فراموشم مکن خالق که گردی در کف بادم

 

فراموشم مکن گر چه فراموشی ز من باشد

سیـاه اندرونـم را سپیدیـش طـلب بـاشم

 

خداونـدا خداونـدا پـلیـدیم بـرون بـاشد

ولی از لطف ستاری،به چشم خلق نهان باشم

 

تو می دانی که من هرگز به صد توبه نِیَم راضی

اگر توبه شکستم من به امـید تـو بـنشستم

 

ضعیف و خسته و تـنها،گـنه آلود و غمناکم

زدم خنجر به روح خود،دوایش را ز تو خواهم

 

خودم بر خود بدی کردم،خودم آتش طلب کردم

خودم توبه شکن بودم،خودم خواهان غم بودم

 

خودم نفس سیـاهم را عزیز جان و دل کردم

ولی تنها تو می دانی که من بر خود ستم کردم

 

همین حالا،همین پائین نشسته بر در درگاه

دعا گویان ز دل گویم ببخشایم،ببخشایم

 

رسد روزی که می دانم به آتش غوطه ور باشم

رسد روزی که می دانم میـانه شعله ور باشم

 

ولی آن دم که جانم را بسوزانی بسی گویم

درون دود و آتش هم به امید تو بنشستم



نوع مطلب : شعر و دیوانه 





Admin Logo
themebox Logo