تبلیغات
گمگشته ی وصال - مطالب فقط یک دقیقه

قصار نیست قاصر است

نویسنده :محسن
تاریخ:چهارشنبه 25 مهر 1386-02:10 ق.ظ

تقویم زندگی ات اگر فقط یک صفحه داشته باشد ... آن هم برگه ی سرنوشت ... وای به حالت ...

تقدیر را باید با تکمیل تعویض کرد ...

تکانی به خودت بده . جنبشی بکن . تقدیرت را آن طور که می خواهی ورز بده و بساز . برپا کن خانه ای را به میل خودت . با سلیقه ی خودت . خانه ای برای زیستن . زیستن همیشگی و پایدار .

خانه ای در بهشت ... به میل خودت ... نه به بهانه ی تقدیر ...

عوض شو ... خوب شو ... تا خدا دوستت داشته باشد .

* پ. و . ش . ۱ )         با خودم بودم ها . شما به خودتون نگیرین .

* پ . و . ش . ۲ )        هر جور مایلین اصلا . به من چه !!!

* پ . و . ش . ۳ )       *پ . و . ش . ...  ) یعنی پا ورقی شماره ی ... ) !!!

شاد باشید خوبان نازنین .



نوع مطلب : فقط یک دقیقه 

معصومانه

نویسنده :محسن
تاریخ:دوشنبه 9 مهر 1386-10:10 ق.ظ

سلام بر خدا ... سلام بر رمضان ... سلام بر علی ... سلام بر شما ...

محسن ، معصومانه ، نیامده ، پر كشید به سوی منزل بهشتی اش . بدون اینكه قدمی بر خاك دنیای ناپاك مادی بگذارد ...

 

فاطمه ، بانوی زیبای دو عالم ، پاك تر از شبنم روی برگ گل یاس ، برای در آغوش گرفتن سرورش محمد ، بیشتر از هر زمانی شتاب كرد .

 

و علی ، آه از دنیا ، وای بر دنیا ...

 

 علی ... علی نازنین ، رستگار شد در لحظه ی شیرین نیایش . مظلوم تر از علی نمی شناسم ... خدا خود گواه سخن منست ... حسین حتی ،‌ حسین كه اسوه ی رنج كشیده ی ایثار است ، بر مظلومیت پدر گریه كرد ...

 

زبانم كوتاه است برای بیشتر گفتن . خجالت می كشم از كوچكی ام در برابر عظمت بخشش مولایم علی . مولا ، بخشید ابن ملجم را ... باور می كنید ؟

 

معصومین شهید ، صدایتان می زنم . بلند صدایتان می زنم . سفر به خیر ... بهشت خوش بگذرد ... دعا برای ما یادتان نرود در ماه رستگاری ...

 

یا علی ...



نوع مطلب : فقط یک دقیقه 

آیا رمضان از ما راضی است ؟

نویسنده :محسن
تاریخ:جمعه 30 شهریور 1386-11:09 ق.ظ

سلام ...

سلام به روی ماه ماه رمضان . ماهی که دل بزرگی دارد . ماه رنج کشیده ایست ...

 زخم فرق مبارک مولایمان را دیده ... می داند شیر خنک چه طعمی دارد گرچه هرگز ننوشیده ... معنای بخشش را می فهمد . از علی یاد گرفته ... روز هایش با روزه داری سپری می شود . شاید به یاد حسین ... شاید به یاد روزهای شعب ابی طالب ... شاید به زردی روی زیبا و مبارک و نازنین بانو فاطمه ...

 آخر صدیقه ی مطهره سه روزی است غذا نخورده است ... غذایی در منزل نداشته این مادر معصوم مسلمین ... حسن و حسین را هم به بهانه ای سرگرم کرده و خوابانیده ... شاید انگشترش را ... شاید گردنبندش را ... به مسکینی داده تا او برای سیر کردن شکمش آن را بفروشد ...

رمضان تمام این خاطره ها را در دل دارد ... عجیب دل بزرگی دارد . عجیب سینه ای فراخ دارد . عجیب تحمل می کند این همه رنج را ...

رمضان روزه دار خاطره های خوش است ... گویی هیچ وقت لب به افطار خنده باز نکرده ... گویی سحرگاه شادی نداشته تا برای سحری تناول کند ...

گویی رمضان روزه ی غم گرفته ... به جایش ... سفره ی نعماتش را برای ما باز کرده . برای ما که گدا هستیم ... تا شاید سیر شویم ... به شرطی که تحفه هایش را ارزان نفروشیم ...

شاد باشید ... دعا یادتان نرود برای دل خدانشناس ما ...



نوع مطلب : فقط یک دقیقه 

خشک دوست دارید یا تر ؟

نویسنده :محسن
تاریخ:شنبه 20 مرداد 1386-08:08 ق.ظ

سلام ؛

 

آدم ها ، در راه عشق ، دو دسته اند ، دو فرقه اند ...

آدم های خیس و آدم های خشك ...

انسانهایی كه از خودشان تراوشاتی دارند و آن هایی كه لب هاشان ، ترك برداشته از خشكی قلب هاشان ...

بعضی ها ، مهر از وجودشان لبریز می شود و بعضی ها ، مثل بیابان بی آبی هستند كه در كنارشان از تشنگی محبت ، هلاك می شوی ...

بعضی ، صمغ احساس ، شیره ی شیرین دوست داشتن ، ترشح می كنند و بعضی ، مثل آبكشی می مانند كه سالهاست زیر نور خورشید بوده اند و جان به جانشان كنی ،‌آب در خودشان نگه نمی دارند ...

گروهی ، مثل باران بخشنده هستند و گروهی ،‌ آب از دستشان نمی چكد در جاده ی راهوار عشق ...

بعضی هاشان ، بوسه بارانت می كنند هنگامی كه در آغوششان هستی و باقی ، از دور هم ، برایت دست تكان نمی دهند وقتی تو مسافری به مقصد زیبایی ها ...

تعدادی ، فعل دوست داشتن را با ملچ و مولوچ صرف می كنند و تعدادی ، گلوشان خشك شده از بس نگفته اند : دوستت دارم ...

عده ای مثل هوای دریا ، شرجی هستند و گاهی از بس دوست داشتنی هستند ، از دستشان كلافه می شوی كه چرا نمی توانی از آنها متنفر باشی ... عین هوای شمال ... و عده ای هم عین سراب هستند ، زیبا ، اما در عمق وجود ، خشك ... بی آب ... بی عشق ...

آدمها توی وادی عشق دو دسته اند ... دو فرقه اند ...

 آدم های تر و آدم های خشك ...

 

در نهایت هم :

 

تر و خشك ، با هم ، در آتش عشق ، می سوزند ... آتشی كه كبریتش را ، خدا برای همه روشن خواهد كرد ... آتشی كه هیزمش از جنس وجود خداست ... آتشی كه ، هم رنگ خداست ... آتشی كه دلیلش خداست ... آتشی كه راه رسیدن به خداست ... آتشی كه اسمش را خدا گذاشته : عشق .

 

عاشق باشید ... عاشق زندگی كنید ... و عاشق بمیرید ... آمین ...



نوع مطلب : فقط یک دقیقه 





Admin Logo
themebox Logo